حکمت حضرت علی (ع)

(((( تا مرا از دست نداده اید ، با من سخن بگویید))))

1-خود تباه ساخت ، آن کس که طمع کرد و بخواری رضا داد ، آن کس که پیش نا کس گریبان درید و خویش را کوچک شمرد ، آن کس که نیندیشیده سخن گفت.

مگر نشنیده باشید که نا بردباری نامردی است؟

2-مگر نشنیده باشید که تهیدستی منطق را در دهان بشکند و برهان را نا چیز سازد و سخنور را از ادای سخن باز دارد؟

3-((((( درویشــان هـــم در ســـرای خویــش بیـگـانــه بـاشنــد)))))

4-آن تن آسانی که جان ترا از کسب فضیلت باز دارد،آفت جان تست و آن بردباری که در برابر شهوت و هوس حصار بر آورد ، شجاعت است و آن پارسایی که نفس را از انحراف ایمن سازد ، ثروت است و بگذارید بگویم که:

پرهیزکاری از نا پرهیزی ها مطمئن ترین سـپــر در مقابل حوادث و مخاطرات است.

5-من همدمی مهربانتر از تسلیم و رضا نمیشناسم و میراثی سرشارتر از علم و هنر نمیدانم و جلوه و جمالی دلار ا تر و دلربا تر از ادب ندیده ام.

6-اندیشۀ خردمندان آیینه ای روشن است که حقایق را در خود منعکس سازد و سینۀ دانشوران گنجینۀ اسرار است.

7-چهره های گشاده و خندان بدان می مانند که دوست بربایند و دوستی بیفزایند و حوصله های وسیع که دیرتر لبریز شود ، عیب ها را پنهان دارد.

8-آنان که از خویشتن رضا باشند ، دشمن بسیار خواهند داشت و آنچه که در این جهان با دست و زبان بکار برید ، در آن جهان با دل و جان بپذیرید.

9-اوه، بدین آدمی بنگرید که در پرتو یک پاره پیه جهان را بنگرد و با جنبش یک قطعه گوشت سخن را بیاراید و در خمیدگی یک تکّّه استخوان سخن بشنود و همی خود را گویا و بینا و شنوا بشمارد و بر خویشتن ببالد!

10-زیب ها و زیور های این جهان در میان اقوام و ملل دست بدست میگردد ، چهرۀ سعادت یک لحظه بدان دسته و یک لحظه بدین دسته می خندد و جمال فریبایی خویش را هم مانند زیور عاریت گاهی دست بدست

می گرداند ، ولی آن روز که این چهره بسوی دیگری برگشت عاریت زیبای وی نیز بهمام سوی باز خواهد گشت و فریفتگان را خجل و شرمسار خواهد ساخت.