مشاوره حقوقی رایگان
مشاوره حقوقی رایگان
در امور حقوقی ؛ کیفری و ...
توسط اساتید و وکلای مجرب
شماره تماس : 09143634182 - 09014471962
owejustice@gmail.com
مشاوره حقوقی رایگان
در امور حقوقی ؛ کیفری و ...
توسط اساتید و وکلای مجرب
شماره تماس : 09143634182 - 09014471962
owejustice@gmail.com
انفلاب بی شعوری
این چند روز که تلگرام و اینستاگرام فیلتر شده و بیشتر ایرانیان عضو آنها هستند ،نشد که در آنجا موضوعی راجع به این اعتراضات مسالمت آمیز افرادی از انسانهای شخیص ملتم بنویسم بخاطر همین این وبلاگ چندین ساله ام را که چند سالی میشد متروک بود را وسیله بر این موضوعم قرار دادم ... متاسفانه در بین این اعتراض عده ای مثل لاشخور که فقط در فرضت یک آب گل آلود و ماهی گیری نافرجامشان هستند وجه این اعتراض مدنی و قانونی را خراب کردند و در زیر این هیاهوی یک عده بی شعور باعث شدند صدای مردم با شعور ایرانمان شنیده نشود و یا اگر شنیده شد بسیار بازده کمی داشته باشد.
این بی شعور های بی فرهنگ که شرم بر هو وطن خطاب کردن آنها دارم ، آن طوری که من در فیلمهای اغتشاشان دیدم اغلب انسانهای کم سن و سال که فقط برای خالی کردن هیجان درونشان دست به کارهای وحشی گری زدند و پرچم کشور عزیزمان را آتش زدند و ده ها اعمال وحشی آنها ...
جالب است که مرجع تظلم خواهی از تمامی حق و حقوق ما چه طرف انسان عادی باشد و یا یکی از سازمانهای دولتی و یا حاکمیتی همواره مرجعی است که برای این تظلم خواهی های آنها رسیدگی میکند اصلا اگر قرار باشد یک عده اوباش هر کاری را عشقشان کشید انجام بدن از تخریب و توهین به هر کس ، جامعه ما به یک آشغالدونی تبدیل می شود و بسیار خوشحال بر این هستم که عده اشان کم است و صدایشان را حتی خودشان هم نمی شنوند یک عده انسانهای بیخود جامعه که من با اغلب آنها مصاحبه داشته ام و دیده ام که چه قشری هستند وچه فرهنگی دارند و در چه درجه ای از عقل هستند که مجال گفتگو در این مورد نیست ....
من با ملت شریف ایرانمان که همواره انسانهای با فرهنگ دنیا هستیم حرفی دارم ما مثل یک خانواده هستیم و هیچ وقت نمی گذاریم دست آلوده دشمنانمان بر ما چیره شود و ما بازیچه هیچ چیزی و یا کسی نمی شویم ما آگاهیم و میدانیم که چه کسانی خواهان خیر ما و چه کسانی خواهان سرنگونی ما هستند ما همه با هم هستیم و پشت دشمنانمان را همیشه خم کرده ایم و بازهم خم میکنیم.
انفساخ عقد نکاح
اسباب انفساخ عقد نکاح
وکالت و نمایندگی در دعاوی
يكي از مباحث حقوقي به چگونگي وكالت و نمايندگي در دعاوي اختصاص دارد كه "يدالله
عسگري" حقوقدان بينالملل و استاد دانشگاه طي يادداشتي فرازهاي اين مبحث را مورد
بررسي قرار داده است.
غلامحسين اسماعيلي" در گفتگو با خبرنگار حقوقي قضايي
باشگاه خبرنگاران، در مورد آخرين وضعيت دستبندهاي الكترونيك، اظهارداشت:
براي توليد دستبندهاي الكترونيك قراردادي با يكي از شركتها بستهايم كه طبق آخرين
وعده اين شركت، تا پايان مهر ماه دستبندها تحويل سازمان زندانها داده خواهد
شد.
سفری که بازگشت نداشت (قضاوت حضرت علی)
اميرالمومنين عليه السلام وارد
مسجد گرديد، ناگهان جوانى گريه كنان در حالى كه گروهى او را تسلى مى دادند، جلوى
آن حضرت آمد.
امام عليه السلام به جوان فرمود: چرا گريه مى كنى ؟
جوان : يا اميرالمومنين ! سبب گريه ام حكمى است كه شريح قاضى درباره ام نموده ، كه
نمى دانم بر چه مبنايى استوار است ؛ و داستان خود را چنين شرح داد: پدرم با اين
جماعت به سفر رفته و اموال زيادى به همراه داشته و اينها از سفر بازگشته و پدرم با
ايشان نيامده است ، حال او را از آنان مى پرسم ، مى گويند: مرده است . از اموال و
دارايى او مى پرسم ، مى گويند: مالى از خود برجاى نگذاشته است . ايشان را به نزد
شريح برده ام و او با سوگندى آنان را آزاد كرده ، با اين كه مى دانم پدرم اموال و
كالاى زيادى به همراه داشته است .
اميرالمومنين عليه السلام به آنان فرمود: زود به نزد شريح برگرديد تا خودم در كار
اين جوان تحقيق كنم ، آنان برگشتند و آن حضرت نيز نزد شريح آمده به وى فرمود:
چگونه بين ايشان حكم كرده اى ؟
شريح : يا اميرالمومنين ! اين جوان مدعى بود كه پدرش با اين گروه به سفر رفته و
اموال زيادى با او بوده و پدرش با ايشان از سفر بازنگشته است . و چون از حالش جويا
شده ، به وى گفته اند: پدرش مرده است . و من به جوان گفتم : آيا بر ادعاى خود گواه
دارى ؟ گفت نه ، پس اين گروه منكر را قسم دادم و آزاد شدند.
اميرالمومنين عليه السلام به شريح فرمود: بسيار متاسفم كه در مثل چنين قضيه اى اين
گونه حكم مى كنى ؟!
شريح : پس حكم آن چيست ؟
امام عليه السلام فرمود: به خدا سوگند اكنون چنان بين آنان داورى كنم كه پيش از من
جز داود پيغمبر كسى به آن حكم نكرده باشد.
اى قنبر! ماموران انتظامى را حاضر كن ! قنبر آنان را آورد. آن حضرت هر مامورى را
بر يك نفر از آنان موكل ساخت و آنگاه به صورتهايشان خيره شد و فرمود: چه مى گوييد
آيا خيال مى كنيد كه من از جنايتى كه بر پدر اين جوان آگاه نيستم ؟! و اگر اطلاع
نداشته باشم نادانم . سپس به ماموران فرمود: صورتهايشان را بپوشانيد و آنان را از
يكديگر جدا سازيد پس هر يك را در كنار ستونى از مسجد نشاندند در حالى كه سر و
صورتشان با جامه هايشان پوشيده شده بود، آنگاه امام عليه السلام منشى خود، عبدالله
بن ابى رافع را به حضور طلبيده به او فرمود: قلم و كاغذ بياور! و خود در مجلس
قضاوت نشست و مردم نيز مقابلش نشستند. و آن حضرت عليه السلام به مردم فرمود: هر
وقت من تكبير گفتن شما نيز تكبير بگوييد و سپس مردم را از مجلس قضاوت بيرون نمو و
يكى از آن گروه را طلبيده مقابل خود نشانيد و صورتش را باز كرد و به عبدالله بن
ابى رافع فرمود: اقرار اين مرد را بنويس و به باز پرسى او پرداخت و پرسيد: در چه
روزى شما و پدر اين جوان از خانه هايتان خارج شديد؟
در فلان روز.
در چه ماهى ؟
در فلان ماه .
در چه سالى ؟
در فلان سال .
در كجا بوديد كه پدر اين جوان مرد؟
در فلان محل .
در خانه چه كسى ؟
در خانه فلان .
به چه بيمارى ؟
با فلان بيمارى .
مرضش چند روزى طول كشيد؟
فلان مدت .
در چه روزى مرد؛ چه كسى او را غسل داده كفن نمود و پارچه كفنش چه بود و چه كسى بر
او نماز گزارد و چه كسى با او وارد قبر گرديد؟
و چون بازجوئى كاملى از او به عمل آورد صدايش به تكبير بلند شد، و مردم همگى تكبير
گفتند، سايرين كه صداى تكبيرها را شنيدند يقين كردند كه آن يكى سر خود و ديگران را
فاش ساخته است ، آن حضرت عليه السلام دستور داد مجددا سر و صورت او را پوشانده وى
را به زندان ببرند.
سپس ديگرى را به حضور طلبيده مقابل خود نشانيد و صورتش را باز كرده به وى فرمود:
آيا تصور مى كنى كه من از جنايت و خيانت شما اطلاعى ندارم ؟
در اين هنگام كه مرد شك نداشت كه نفر اول نزد آن حضرت به ماجرا اعتراف كرده چاره
اى جز اقرار به گناه خويش و تقرير داستان نديد و عرضه داشت : يا اميرالمومنين ! من
هم يك نفر از آن جماعت بوده و به كشتن پدر جوان ، تمايلى نداشتم ؛ و اين گونه به
تقصير خود اعتراف نمود.
پس امام عليه السلام تمام شهود را پيش خوانده يكى پس از ديگرى به كشتن پدر جوان
و تصرف اموال او اقرار كردند، و آنگاه مرد اول هم كه اقرار نكرده بود اعتراف نمود،
و آن حضرت عليه السلام آنان را عهده دار خونبها و اموال پدر جوان گردانيد. در اين
موقع كه خواستند مال مقتول را بپردازند باز هم اختلافى شديد بين جوان و آنان در
گرفت و هر كدام مبلغى را ادعا مى كرد، پس اميرالمومنين انگشتر خود و انگشترهاى
آنان را گرفت و فرمود: آنها را مخلوط كنيد و هر كدامتان كه انگشتر مرا بيرون آورد
در ادعايش راست گفته است ؛ زيرا انگشتر من سهم خداست و سهم خدا به واقع اصابت مى
كند.
اعاده حیثیت در حقوق ایران
حفظ آبرو و حرمت اشخاص از سویی مورد تأکید تمام ادیان الهی به ویژه دین اسلام بوده و از سوی دیگر در فرهنگ و ادبیات سرزمین ما نیز بر آن تأکید فراوانی شده است. در ادبیات پارسی چه در حوزه ی نظم و چه در حوزه ی نثر آثار فراوانی را می توان ملاحظه نمود که بر پاسداری از آبروی اشخاص در اجتماع توصیه شده است. امّا متأسفانه در نظام حقوقی ایران بحث اعاده ی حیثیت از جایگاه محکم و استواری برخوردار نیست.
اصولاً اعاده ی حیثیت یکی از تأسیسات مترقی حقوق جزا بوده و بر اساس آن اشخاصی که متعاقب یک محکومیت قضایی، حقوقی را از دست داده اند، اجازه می یابند دوباره آن حقوق را بازیابند. در همین زمینه باید توجّه داشت که اعاده ی اعتبار امری کاملاً متفاوت از اعاده ی حیثیت است. اعاده ی اعتبار یک موضوع حقوقی و مدنی است. در حالیکه اعاده ی حیثیت از امور کیفری و جزایی است. به عنوان مثال در ماده ی ۵۶۱ قانون تجارت آمده است هر تاجر ورشکسته که کلیه ی دیون خود را بپردازد، اعاده ی اعتبار نموده است. امّا اعاده ی حیثیت متعاقب اموری نظیر افترا، نشر اکاذیب، انتشار هجویه و اشتباه قاضی در صدور حکم محکومیت مطرح می شود. به بیان دیگر هرگاه به طور جدّی شخصیت فردی در میان عموم زیر سئوال برود، آن فرد باید حق اعاده ی حیثیت خویش را داشته باشد.یعنی بتواند از آبرو و حیثیت خود دفاع کرده و آن را باز گرداند.
اصل بیست و دوّم قانون اساسی در همین راستا متذکّر می شود که حیثیت افراد از تعرّض مصون است. حال اگر حیثیت فردی در جامعه لکه دار شود، آن فرد بر اساس اصل سی و چهارم قانون اساسی حق دادخواهی خواهد داشت و با عنایت به اصل صد و پنجاه و شش قانون اساسی، رسیدگی و صدور حکم در خصوص تظلّمات، تعدّیات، شکایات و احیای حقوق عامّه همگی از وظایف قوه ی قضاییه است. بنابراین افرادی که مورد هتک حیثیت واقع می شوند برای تظلّم خواهی می توانند به دادگاه ها مراجعه نمایند. البته در عمل محاکم ما در این زمینه فعّالیت قابل ملاحظه ای ندارند چراکه قوانین ما نیز در این خصوص مبهم و کلّی است.
در قوانین جزایی ایران گاهی به صورت مبهم اشاراتی به بحث اعاده ی حیثیت شده است. به عنوان مثال در ماده ی ۵۸ قانون مجازات اسلامی که به تازگی قانون جدیدی با همین عنوان جایگزین آن شده است آمده اگر تقصیر یا اشتباه قاضی در جریان رسیدگی به یک پرونده موجب بروز ضرر معنوی و هتک حیثیت شخصی گردد، باید نسبت به اعاده ی حیثیت آن شخص اقدام شود. با وجود اینکه متن ماده ی ۵۸ در راستای اصل ۱۷۱ قانون اساسی نگاشته شده، امّا نه در آن اصل و نه در این ماده، پیرامون نحوه ی اعاده ی حیثیت سخنی به میان نیامده است. در همین زمینه در ماده ی۶۹۸ قانون مجازات اسلامی سابق آمده بود اگر شخصی به قصد اضرار به دیگران اکاذیبی را بر علیه فردی منتشر نماید، علاوه بر اعاده ی حیثیت از آن فرد، به حبس یا شلّاق نیز محکوم می شود. در این ماده نیز نه تنها روش عملی اعاده ی حیثیت مطرح نشده بلکه قانون گذار بیان داشته در صورت امکان باید از زیان دیده اعاده ی حیثیت شود. این قید” در صورت امکان” نیز شبهات زیادی را به دنبال دارد.
محتوای کلّی مواد ۵۸ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی سابق در قانون جدید نیز تکرار شده و تنها تفاوت موجود میان آنها، تغییر در شماره ی مواد است. بنابراین در قوانین ایران تنها اشاراتی پراکنده به بحث اعاده ی حیثیت دیده می شود و هرگز به طور واضح و شفاف به راهکارهای عملی آن پرداخته نشده است.
امّا آنچه از نظر حقوق دانان مهم بوده و بارها مورد تأکید قرار گرفته است این نکته می باشد که هر ضرری اعم از مادّی و معنوی باید جبران شود. نتیجتاً اگر شخصی مورد نشر اکاذیب یا افترا یا هتک حیثیت واقع شود، به نوعی متحمّل ضرر و زیان معنوی گشته است و علاوه بر اینکه می تواند عامل این ضرر رسانی را از طریق مراجع قضایی به مجازات برساند، بلکه بر اساس اصول حقوقی حق دارد خسارات ناشی از این ضرر و زیان معنوی را نیز مطالبه نماید.
در همین راستا در ماده ی ۱ قانون مسئولیت مدنی آمده است هر کس بدون مجوز قانونی به حیثیت سایرین لطمه ای وارد نماید که موجب ضرر و زیان مادّی یا معنوی گردد، مسئول جبران خسارات ناشی از عمل خویش می باشد. جدای از ماده ی ۱ قانون مسئولیت مدنی، در مواد ۲ و ۹ و ۱۰ این قانون نیز به عناوین گوناگون از خسارات معنوی یاد شده است. امّا موضوع دردناک این است که تمام مطالب فوق در حدّ تئوری باقی مانده اند و در عرصه ی عمل اصولاً در نظام حقوقی ایران اعاده ی حیثیت برای افرادی که به نا حق مورد هتک حیثیت واقع شده اند، در خوش بینانه ترین حالت به سختی قابل تحقق است.
در رویه ی قضایی ما موارد عملی زیادی در این خصوص قابل مشاهده نبوده و نیست. از اینرو به نظر می رسد قوانین جزایی ایران در این باب با نواقصی همراه است. اگر چه در قانون مطبوعات تلاش شده است تا حدّی این نواقص بر طرف شود. به عنوان مثال بر اساس قانون مطبوعات اگر در روزنامه ای در خصوص شخصی مطلبی حاوی هتک حیثیت درج شود، آن روزنامه موظّف است در شماره ی بعدی خود، در همان صفحه و همان ستون، جوابیه ی آن مطلب را نیز درج نماید. البته این مقدار، از دید بسیاری از حقوق دانان کافی نبوده و نیست. چراکه وقتی آبروی شخصی در افکار عمومی و یا حتّی در یک جمع خاص از دست برود، احیای آن با انتشار یک جوابیه صورت نخواهد گرفت و یا اگر فردی متهم به ارتکاب جرمی شود و سپس حکم برائت او در مطبوعات منتشر شود، موقعیت اجتماعی او سریعاً به حالت اوّل باز نخواهد گشت. در حالت شدید تر اگر فرد بی گناهی بر اثر اشتباه قاضی در جریان دادرسی مجرم شناخته شود و مجبور به تحمّل کیفر و مجازات شود و در نهایت بی گناهی او اثبات شود، انتشار ماوَقَع در مطبوعات و یا حتّی اعلام موضوع از طریق صدا و سیما و حذف سابقه ی محکومیت از سجل کیفری آن فرد، هیچ یک نمی تواند بر درد های آن فرد بی گناه مرهمی باشد. در این مواقع است که در نظام های حقوقی پیشرفته، میزان خسارات معنوی را نیز همچون خسارات مادّی توسط کارشناسان برجسته محاسبه نموده و غرامتی مادّی و ملموس را برای جبران آن خسارات به زیان دیده می پردازند.
با توجّه به جمیع مطالب فوق به نظر می رسد قوانین ما پیرامون بحث مهم اعاده ی حیثیت با ضعف جدّی مواجه است. اگر چه مسائلی نظیر افترا، نشر اکاذیب و انتشار هجویه همگی در حقوق جزای ایران جرم انگاری شده اند، امّا طریقه ی اعاده ی حیثیت افراد و نحوه ی محاسبه ی ضرر و زیان معنوی آنها نه در قانون و نه در رویه ی قضایی ایران به صورت واضح و شفاف مشخص نیست.
علی حامد توسلی وکیل پایه یک دادگستری
داستان مردی که کاخ دادگستری را فروخت!
در تاریخ کلاهبرداری دنیا چند نام از بقیه شاخص ترند افراد با هوشی که از این استعداد در راه خلاف استفاده کرده اند.یکی از جذاب ترین داستانهای پلیسی ایران در دهه سی و چهل داستان مردی بود که کاخ دادگستری را... فروخت
هادی معیری نژاد- مهدی بلیغ معروف به آرسن لوپن ایرانی،کسی بود که کاخ دادگستری را فروخت.کلاهبردار وطنی، مردی که کاخ دادگستری را فروخت، حدود 70 سال پیش در شهریار متولد شد. مردی بیسواد ولی باهوش بود و بیتردید اگر تحصیلات مناسبی داشت، به یکی از بزرگان ادب و علم کشور بدل میشد. اما او از جوانی به راهی غیر از آن کشیده شد.
درسال 1337 مهدی بلیغ ، مهدی نظری وهوشنگ مجتبایی سه سارق با سابقه وتیزهوش بودند که تصمیم گرفتند با هم متحد شده ویک باند سرقت را تشکیل بدهند وبعدازاین اتحاد بود که پیمان بستند اگر هرکدام به چنگ پلیس افتادند دیگری برای رهایی او اقدام کند و دراین میان آن کسی که بیشتر از دوتن دیگر به این عهد وپیمان دل بست و وفادار ماند مهدی بلیغ بود که زودتر از آن دو گرفتار شد.
بلیغ پس از اینکه دستگیر شد چون تحمل زندانی بودن را نداشت برای برادرش نامه نوشت واز او خواست تا به سراغ دوهمدستش برود واز آنان برای آزادکردن مهدی بلیغ درخواست یاری وکمک کند.
بعداز مدت کوتاهی وقتی او متوجه شد دوهمدستش نه تنها به یاری او نخواهند آمد، بلکه در غیاب او همسرش را نیز فریب داده اند، روحیه اش به هم ریخت و زخمی عمیق از بی وفایی نظری ومجتبایی برروح وقلب او وارد شد ، بطوری که بی قراری او برای آزادشدن از زندان وگرفتن انتقام بیشتر شد وبالاخره روزی که حکم آزادی را گرفت نقشه ای ماهرانه کشید تا از دویار بی وفا وخیانتکارش انتقام بگیرد.
مهدی بلیغ برای اجرای نقشه اش در نخستین اقدام خانه ای را در منطقه قلهک اجاره کرد وبعداز آن شروع به جست وجو برای یافتن مهدی نظری وهوشنگ مجتبایی کرد. دراین جست وجوها بود که او متوجه شد هوشنگ از کشور به خارج فرار کرده است بنابراین او تمام تلاش خود را برای یافتن مهدی نظری آغاز کرد.
در کنار این جست وجوها مهدی بلیغ که لحظه ای آرام وقرار نداشت به سرقت ها وشرارت های سابق ادامه می داد. دراین گیر ودار بود که با مردی ایتالیایی به نام آلبرت آشنا شد. آلبرت نیز مردی خلافکار بود. این دوستی تازه برای مهدی بلیغ باعث شد تا او با دامنه و قدرتی بیشتر به کارهای خلافکارانه اش ادامه دهد.
فروختن کاخ دادگستری
وی با کلاهبرداریهای کوچک روزگار میگذراند، اما این کارها برای مردی با هوش او کارهایی کوچک محسوب میشدند. تا اینکه یک روز طعمه بزرگترین کلاهبرداری خود را در جلوی در سفارت انگلیس شکار کرد؛ دو توریست آمریکایی ( البته برخی گفته اند دو شیخ عرب) که به دنبال خرید یک هتل در ایران بودند.
او آنها را به دفترش که در خیابان گیشا بود دعوت کرد و در آنجا به آنها پیشنهاد خرید یک ساختمان بزرگ و مجلل را به قیمت بسیار مناسب داد. این ساختمان، کاخ دادگستری بود که در خیابان خیام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستری از آن استفاده میشود. قرار بازدید از کاخ برای فردای آن روز گذاشته شد و همان روز عصر به آنجا رفت و با تطمیع اتاقدار وزیر وقت دادگستری، دفتر کار وزیر را برای مدت یکساعت اجاره کرد.
فردای آن روز قبل از آمدن مشتریها، 200 جفت دمپایی پلاستیکی تهیه کرد و جلوی در اتاقهای کاخ که یک ساختمان اداری محسوب میشد و در آن ساعت خالی بود، گذاشت. به اتاق وزیر رفت و منتظر شکارهایش شد. آمریکاییها سروقت آمدند واو به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتی مشتریها درخواست دیدن داخل اتاقها را داشتند، به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپاییها، آنها را منصرف میکرد. مشتریان ساختمان را پسندیدند و به پول رایج آن زمان 500 هزار تومان به او پرداخت کردند و خوشحال از این معامله پرسود، برای تحویل ساختمان 10 روز دیگر مراجعه کردند.
اما همانجا بود که فهمیدند چه کلاه بزرگی بر سرشان رفته است. وی همان روز معامله، به مصر فرار کرد و بعد از چند ماه زندگی در آنجا، به ایران بازگشت. اما در ایران بازداشت و به زندان محکوم شد و چند سال بعد از انقلاب به دلیل همراه داشتن مواد مخدر اعدام شد.او یک کلاهبردار ذاتی بود،حتی در زندان! او تلویزیون زندان را به یکی از زندانیان به قیمت 100 تومان فروخت و وقتی آن زندانی بعد از آزادی تلویزیون را زیر بغل زد و میخواست آن را با خود ببرد، فهمیده بود که چه کلاهی بر سرش رفته و مضحکه بقیه شده است!
نکته جالب این است که مسعود کیمیایی که با این کلاه بردار دیداری هم داشته است بارها تصمیم گرفته درباره این فرد فیلمی بسازد به نام خائن کشی که گویا پروانه ساختش را هم گرفته است.ادامه ...
80 درصد زندانیان، باز هم به زندان میروند
رییس کل دادگستری استان اردبیل با اشاره به این که بیش از ۸۰ درصد زندانیان دو بار یا بیشتر مرتکب جرم شده و به زندان برگشتهاند، اقدامات پلیسی و قضایی را در برخورد با جرایم و ناهنجاریها ناکافی دانست.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، غلامعلی رضایی در جلسه شورای استانی مدیریت پیشگیری از وقوع جرم با اشاره به اینکه در سه ماه اول سال جاری، میزان وقوع جرایم اولویتدار در استان بهطور چشمگیری کاهش یافته است، افزود: این جرایم اولویتدار شامل ضرب و جرح عمدی، توهین، تخریب، تهدید و مزاحمت است.
وی با قدردانی از تلاشهای شبانهروزی انجام شده در کاهش آمار جرایم اولویتدار، گفت: نقش ترویج و گسترش فرهنگ صلح و سازش در پیشگیری از جرایم بسیار اساسی است.
رضایی خاطرنشان کرد: سال گذشته بیش از 2500 فقره پرونده اختلافات خانوادگی در استان با صلح و سازش مختومه شد.
رییس دادگستری استان تهران، تربیت صحیح و اسلامی افراد جامعه را ضامن سلامت اجتماعی دانست و گفت: این در حالیست که شالوده و اساس تربیت مربوط به کانون خانوادهها و آموزش و پرورش است و از آنها آغاز میشود.
زن در صورت عجز شوهر از "پرداخت نفقه"حق فسخ نکاح ندارد
در ارتباط با استنکاف شوهر از پرداخت نفقه گفته شد که ممکن است عدم پرداخت نفقه زن از سوی شوهر، ناشی از عدم توان وی برای پرداخت نفقه باشد که این امر در دو حالت قابل بررسی است؛ نخست اینکه قبل از عقد نکاح، مرد فقیر و ناتوان از پرداخت نفقه دیگران بوده، مثل اینکه بیمار یا بیکار بوده باشد که این مورد مورد بررسی قرار گرفت.
"عباس اسدي"وكيل دادگستري طي اين يادداشت به بررسي مورد دوم پرداخته است. در این حالت شوهر قبلاً ملائت داشته، اما پس از عقد نکاح، وی قدرت پرداخت نفقه زن را از دست داده است.
ناتوانی مرد از پرداخت نفقه، پس از ازدواج
حذف مجازاتهای بازدارنده از قانون مجازات اسلامی جدید
یکی از نوآوریهای قانون جدید و تغییراتی که این قانون نسبت به قانون مصوب 1370
داشته، بخشبندی مجازاتها به چهاردسته است. مجازاتهای مقرر برای اشخاص حقیقی به
چهار بخش حدود، قصاص، دیات و تعزیرات تقسیم شدهاند و مجازاتهای بازدارنده که در
کنار تعزیرات، دستهای از مجازاتها را تشکیل میدادند، در قانون جدید به طور کلی
از شمار مجازاتها خارج شدهاند.
عفو یک هزار و دویست و چهل و نه نفر توسط مقام معظم رهبری
به نقل از پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبري، بمناسبت اعیاد فرخنده شعبانیه
و در آستانه فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت منجی عالم بشریت حضرت حجت ابن الحسن
العسکری(عج)، رهبر معظم انقلاب اسلامی با پیشنهاد عفو یا تخفیف و تبدیل مجازات یک
هزار و 249 نفر از محكومانِ محاكم عمومی و انقلاب، سازمان تعزیرات حكومتی و سازمان
قضایی نیروهای مسلح موافقت كردند.
آیت الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه
طی نامهای به رهبر معظم انقلاب اسلامی بمناسبت اعیاد فرخنده شعبانیه، پیشنهاد عفو
یا تخفیف و تبدیل مجازات یک هزار و 249 نفر از محكومانی را كه در كمیسیون مرکزی عفو
و بخشودگی قوه قضائیه واجد شرایط لازم تشخیص داده شده اند، ارائه كرد كه این
پیشنهاد مورد موافقت حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفت.
ماده 1045 قانون مدنی که برگرفته از مسلمات دین اسلام و مذهب تشیع است به مهمترین
موارد ممنوعیت شرعی در نکاح پرداخته و مقرر داشته که نکاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع
است. اگر چه قرابت حاصل از شبهه یا زنا باشد: 1- نکاح با پدر و اجداد و با مادر و
جدات هر قدر که بالا برود 2- نکاح با اولاد هر قدر که پایین برود 3- نکاح با برادر
و خواهر و اولاد آنها تا هر چه قدر که پایین رود.4- نکاح با عمات (عمو و عمه) و
خالات (دایی و خاله) خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدات.
مقنن
قرابت ناشی از (رضاع) را نیز در حکم قرابت نسبی اعلام و با بیان شرایط خاص آن در
ماده 1046 قانون مدنی ازدواج با خواهر یا برادر رضاعی را منع کرده است، همچنین مواد
1047، 1048 و 1049 قانون مدنی با تصریح به ممنوعیت ازدواج بین مرد و مادر و جدات زن
او از هر درجه که باشد اعم از نسبی یا رضاعی و ازدواج بین مرد و زنی که سابقا زن
پدر و یا زن یکی از اجداد یا زن پسر یا زن یکی از احفاد او بوده است، هر چند قرابت
رضاعی باشد، میپردازد.
همچنين ازدواج بین مرد با دختران از اولاد زن از
هر درجه که باشد ولو رضاعی، مشروط به اینکه بین زن و شوهر زناشویی واقع شده باشد و
جمع بین دو خواهر هر چند به عقد موقت نیز ممنوع است.
ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان
ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان در هر نقطهای از جهان اعم از
داخل یا خارج از کشور باطل است، ماده 1059 قانون مدنی با تصریح به این امر بلافاصله
در ماده 1060 ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی را در مواردی هم که منع قانونی ندارد،
موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت دانسته است.
همچنين در ماده 1061 مقرر
داشته است دولت میتواند ازدواج بعضی از مستخدمان و ماموران رسمی و محصلان دولتی را
با زنی که تبعه خارجه باشد، موکول به اجازه مخصوص کند.
شأن و جایگاه ویژه
زن در نظام دینی و به تبع آن در قواعد حقوقی باعث نگاه ویژه مقنن به آنان میشود و
بر اساس قاعده ممنوعیت استیلای غیرمسلمان بر مسلمان و با توجه به اینکه نسب فرزندان
در اغلب ادیان و ممالک به پدر بازمیگردد و مادر صاحب نسب با وجود پدر محسوب
نمیشود؛ اولا هیچ مرد غیرمسلمانی نمیتواند با زن مسلمان وصلت کند، مگر اینکه به
دین اسلام مشرف شود و چنانچه چنین واقعهای رخ ندهد این ازدواج هم از نظر شرع مقدس
و هم از نظر مقنن نظام جمهوری اسلامی باطل و فاقد آثار حقوقی است.
ازدواج صاحبمنصبان با اتباع
بیگانه
مستخدمان دولت در مناصب خاص و مهم نیز با توجه به آثار
سیاسی و امنیتی و اطلاعاتی که دارند در ازدواج با اتباع بیگانه حتی با وصف اینکه
فرد مورد نظر از حیث دین و مذهب متعهد به دين رسمي کشور باشد، با محدودیتهایی
مواجهاند.
قانون منع ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه
مصوب 1345 بهطور خاص به تمامی مستخدمان و کسانی که در اجزای گوناگون وزارت امور
خارجه و سفارتخانه و دفاتر حافظ منافع و کارکنان اداری واحدهای مربوط میپردازد و
کارکنانی که با وجود اشتغال در این مجموعه بدون رعایت جوانب قانونی اعم از اینکه زن
باشد و با مرد بيگانه ازدواج كند يا مرد باشد و با زن بیگانه ازدواج کند، متخلف
شناخته میشوند و مستوجب مجازات اداری و جز این خواهد بود.
مجازات برای زوج
خارجی
در مورد دیگری مقنن ماده 17 قانون راجع به ازدواج زنان
ایرانی با اتباع خارجی را بهطور خاص مقرر میدارد ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی
در مواردی که مانع قانونی ندارد، موکول به اجازه مخصوصی است که دولت باید در هر
نقطه مرجعی را برای دادن اجازه معین کند.
مرد خارجي كه بدون اجازه مذكور
با زن ايراني ازدواج كند به حبس تاديبي از يك تا سه سال محكوم خواهد شد. اين ماده
بر اساس بند 1 ماده 58 قانون حمايت خانواده اخير (لاحق) نسخ شد كه البته نسبت به
جنبه حقوقي و تكليفي آن در لزوم اخذ مجوز از دولت ايران براي ازدواج با زن ايراني
بخش جزايي آن را كه مويد محكوميت متخلف به حبس يك تا سه ساله بود، از ميان برداشته
است.
اما ماده 51 قانون حمايت از خانواده آن مقرر داشته است: هر فرد خارجي
كه بدون اجازه مذكور در ماده 1060 قانون مدني و يا برخلاف ساير مقررات قانوني با زن
ايراني ازدواج كند به حبس محكوم ميشود.
فرزند ناشی از ازدواج
با اين اوصاف ازدواج اتباع بيگانه با زن ايراني ممنوع است و مرتكب،
مجرم شناخته میشود و مستحق مجازات مقرر در قانون خواهد بود.
سوال: اگر به هر علتي ازدواج تبعه بيگانه با زن ايراني
رخ دهد و حاصل آن تولد فرزند يا فرزنداني باشد، تكليف اين فرزندان چه خواهد بود،
آيا فرزندان به تبع مادر ايراني خود ايراني محسوب ميشوند يا به تبع نسب پدر منسوب
به پدر و تبعه كشور مطبوع پدرشان هستند؟
تابعيت مهمترین بحث
حقوق بينالملل و حقوق خصوصي و كشور نسبت به اشخاص، اعم از حقيقي يا حقوقي است،
تابعيت به عنوان تنها عامل انتساب وجود يك شخص به سرزمين خاص و بهرهمندي از حق و
تكليف متقابل است. تبعيت نشانگر هويت، فرهنگ، تاريخ، شأن بينالمللي، دين و
امتيازات فرد در حيطه جغرافيايي زمين خاص است.
قانون اساسي هر كشور منبع و
منشأ اصلي بيان حقوق و تكاليف اشخاص است و با ورق زدن و توجه به اصول قانون اساسي
جمهوري اسلامي ايران ميبينيم كه يك ايراني و تبعه (ايران) اعم از زن يا مرد،
تحصيلكرده يا بيسواد، سالم يا بيمار از اين حقوق بهرهمند است.
-امنيت
جاني، مالي، اقتصادي، شرافتي، ديني، عدالت اجتماعي، آزادي سياسي و اجتماعي در حدود
قانون حق مشاركت در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش
-
امنيت ديني و فعاليت ديني در حدود قانون و محترم شناخته شدن اديان و معتقدين به آن
در حدود قانون ؛
-استفاده از علائم و نشانههاي مربوط به كشور مطبوع مثل پرچم و
علائم خاص و نشانهاي آن ؛
- تشكيل اجتماعات و راهپيماي طبق قانون؛
-حق
اشتغال و تحصيل، تامين اجتماعي، بازنشستگي، بيكاري يا حوادث، خدمات درماني,
-مصونيت قانوني بهرهمندي از خدمات مراجع قضايي و انتظامي و وكيل و ممنوعيت
آزار و شكنجه؛
-ممنوعيت سلب تابعيت ايراني از سوي دولت ايران؛
-عضويت در
احزاب و گروههاي سياسي، اقتصادي و كانديداتوري در رايگيري شوراي اسلامي روستاها و
شهرهامجلس شوراي اسلامي و رياستجمهوري و تصدي مناصب قضاوت، وكالت، وزارت و ...
اين موارد بخش مهمي از حقوق اتباع ايراني در قانون اساسي جمهوري اسلامي
ايران است و از چنان جايگاه استواري برخوردار است كه در اصل 41 قانون اساسي مقرر
شده تابعيت كشور ايران حق مسلم هر فرد ايراني است و دولت نميتواند از هيچ ايراني
سلب تابعيت كند، مگر به درخواست خود او يا در صورتي كه به تابعيت كشور ديگري
درآيد.
حقوق مشابهي در قوانين اساسي كشورهاي ديگر براي اتباعشان پيشبيني
شده است و تابعيت فرد موجب حقانيت وي در حضور و بهرهمندي از امتيازات و امكانات
حقوقي و خانوادگي و...ميشود؛ همچنین با توجه به اهميت برخي مشاغل و مناصب اصيل
بودن يا اكتسابي بودن اين تابعيت موجب ايجاد حق و يا محروميت از آن است مانند تصدي
پستهاي مهم رياستجمهوري، رياست قواي مقننه و قضاييه، عضویت در مجلس قانونگذاری،
قضاوت، عضویت هيات دولت و...
اتباع هر كشور از امتيازات تحصيل و اشتغال
رايگان بهرهمند هستند ولي اتباع غير (بيگانگان) از چنين امتيازاتي بهرهمند نبوده
و فقط با اخذ مجوز مختص و محدود و با پرداخت هزينههاي متعلق به آن طبق قانون
ميتوانند از اين مزاياي بهرهمند شوند چون منابع و دارايي و درآمدهاي هر كشور مختص
اتباع آن كشور است كه به عنوان مالكان از آن بهرهمند شوند و اتباع ساير كشورها
بايد هزينههاي مربوط به خدمات مذكور را بپردازند.
قانونگذار با محور قرار
دادن شرايط مطرح در بندهاي 4، 5 ماده 976 قانون مدني سعي كرده ماده واحده
اخيرالتصويب فرزندان متولد از زنان ايراني و از پدران خارجي ساكن متولد در ايران با
شرايط آسانتری بتوانند تابعيت ايران را بهدست آورند؛ ولي پدران آنها نميتوانند
از اين امتياز بهرهمند شوند.
قانون در باره رشوه چه می گوید ؟
در فرهنگ عمومی رشوه عبارت است از دریافت وجه یا مال یا هر چیزی که برای از
بینبردن حق یا انجام کاری بر خلاف مقررات و وظیفه به کسی داده میشود، رشوه دادن و
رشوه گرفتن هر دو عملی غیر اخلاقی و مذموم و قابل مجازات هستند.
رشاء (رشوه
دادن) و ارتشاء (رشوه گرفتن) از جمله جرائم علیه آسایش عمومیاند که موجب سلب
اعتماد مردم نسبت به هیات حاکمه و نظام اجرایی و اداری و از بین رفتن اطمینان عمومی
نسبت به کارکنان اداری و ماموران میشوند و زمینه ترویج فساد مالی را برای سایرین
فراهم می کنند.
در قانون مجازات قبلی رشاء و ارتشاء(قانون مجازات فعلی هنوز
منتشر نشده است)، مواد 588 تا 596 در خصوص این جرم است كه در آنجا مقررات خیلی سختی
هم برای رشوهگیرنده و هم برای رشوهدهنده وضع شده است، از جمله در ماده 589 آمده
است در صورتی كه حكام محاكم به واسطه ارتشاء، حكم مجازاتی اشد از مجازات مقرر در
قانون داده باشند علاوه بر مجازات ارتشاء حسب مورد به مجازات مقدار زائدی كه مورد
حكم واقع شده محكوم خواهند شد. ماده 591 اینطور بیان شده است هرگاه ثابت شود که
راشی برای حفظ حقوق حقه خود ناچار از دادن وجه یا مالی بوده تعقیب کیفری ندارد و
وجه یا مالی که داده به او مسترد میشود.
در ماده 592 آمده است هرکس
عالما و عامدا برای اقدام به امری یا امتناع از انجام امری که از وظایف اشخاص مذکور
در ماده (3) قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب15/9/1367
مجمع تشخیص مصلحت نظام است وجه یا مالی یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را مستقیم
یا غیر مستقیم بدهد در حکم راشی است و به عنوان مجازات علاوه بر ضبط مال، ناشی از
ارتشا به حبس از 6 ماه تا سه سال و یا تا (74) ضربه شلاق محکوم میشود
در
ماده 592 آمده است هرکس عالما و عامدا برای اقدام به امری یا امتناع از انجام امری
که از وظایف اشخاص مذکور در ماده (3) قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و
کلاهبرداری مصوب15/9/1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام است وجه یا مالی یا سند پرداخت
وجه یا تسلیم مالی را مستقیم یا غیر مستقیم بدهد در حکم راشی است و به عنوان مجازات
علاوه بر ضبط مال، ناشی از ارتشا به حبس از 6 ماه تا سه سال و یا تا (74) ضربه
شلاق محکوم میشود .
در قانون تشدید مجازات كلاهبرداران مصوب مجمع تشخیص
مصلحت نظام سختگیری بیشتری به چشم میخورد كه در مورد مبالغ دریافتی هم صحبت به
میان آمده است ولی با وجود همه سختگیریها این مسئله همچنان ادامه دارد و این
موضوع رشوه ،نص نشده و اقدام اساسی در مورد این مسئله صورت نگرفته است در قانون
مجازات اسلامی آمده است راشی (رشوهدهنده) برای احقاق حق خودش مجبور به این كار شده
است قانونگذار در صورتی كه راشی اثبات كند تخفیف قائل شده و میتواند از مجازات
معاف شود .
اصولا مرجع رسیدگی كننده به این جرم دادسرای عمومی و انقلاب
است و معمولا این جرائم به بازپرسها (كه دارای تجربیات زیادی هستند) ارجاع داده
میشود و خیلی هم در این مورد سختگیری صورت می گیرد چون قانونگذار سختگیری كرده
است و مشمول عفو و آزادی مشروع نمیشود.
آیا می دانید ؟
مجموعه «آيا ميدانيد» با يادآوري برخي نكات حقوقي كه با زندگي روزمره انسانها سر
و كار دارد، تلاش خواهد كرد تا بر داشتههاي حقوقي شما در اين حوزه بيفزايد. بخش
ديگري از اين مجموعه به اين شرح است:
آیا میدانید؟
دفاتر ازدواج حق
ندارند بدون حکم دادگاه ازدواج مجدد را به ثبت برسانند.
آیا میدانید؟
عدم ثبت واقعه ازدواج جرم محسوب میشود و مرتکب به حبس تا يك سال
محکوم خواهد شد.
آیا میدانید؟
اگر
مردی در زمان عده طلاق همسر اولش، بخواهد ازدواج دیگری نماید باید با کسب اجازه از
دادگاه باشد زیرا زوجه در این ایام هنوز همسر شرعی وی محسوب میشود.
آیا میدانید؟
به زنی که به عقد موقت مردی در آید و به زبان عامیانه صیغه وی شود،
نفقهای تعلق نمیگیرد مگر اینکه در زمان عقد موقت در این مورد توافقی صورت گرفته
باشد.
آیا میدانید؟
حقوق فرزندان حاصل از ازدواج موقت از جمله نفقه – حضانت – توارث
بر عهده پدر طفل میباشد.
آیا میدانید؟
در نکاح موقت هیچ یک
از زوجین از یکدیگر ارث نمیبرند.
آیا میدانید؟
مطالبه اجره المثل ایام زوجیت مستند به قانون میباشد.
آیا میدانید؟
اگر زوجه کارهایی را که شرعاً بر عهده وی نبوده و به دستور زوج و
با قصد عدم تبرع (مجانی و بدون عوض نباشد) انجام دهد میتواند از دادگاه تقاضای
دریافت اجرتالمثل نماید.
آیا میدانید؟
زن
وقتی میتواند مطالبه اجرتالمثل نماید که تقاضای طلاق از طرف شوهرش باشد.
آیا میدانید؟
در
تعیین اجره المثل ملاک وضع مالی مرد نیست بلکه دادگاه دستور به انجام کارشناسی صادر
مینماید.
نحوه اخذ هزینه های دادرسی در دعاوی حقوقی و کیفری
شروع یک دعوا در دادگستری نیازمند پرداخت مبالغی به عنوان هزینه دادرسی است. این
مبلغ در دعاوی مختلف متفاوت است. علاوه بر این، بسته به اینکه دعوا را در کدام مرجع
مطرح میکنید هزینه دادرسی متفاوت خواهد بود. بنابراین میزان هزینه دادرسی میتواند
برای شهروندانی که قصد دارند از دستگاه قضایی رسیدگی به ادعاهای خود را تقاضا کنند،
دارای اهمیت باشد.
هزینه دادرسی در دعاوی مالی و
غیرمالی
دعاوی حقوقی از نظر هزینههای دادرسی به دو قسم تقسیم
میشود. این دو دسته عبارتند از: دعاوی مالی و غیرمالی.
منظور از دعاوی مالی
دعاوی است که ارزش آن قابل تعیین باشد. بنابراین سایر دعاوی که این ویژگی را ندارند
دعاوی غیرمالی نامیده میشوند، در دعاوی غیرمالی هزینههای دادرسی به دو نوع تقسیم
میشوند. نوع اول هزینهای است که بابت ورود دعوا دریافت میشود که آن 50000 ریال
یا پنج هزار تومان است و نوع دیگر هزینهای است که بابت طرح دعوای غیر مالی از
آغازکننده دعوای مزبور وصول میشود، این هزینه به میزان 55000 ریال خواهد بود.
در دعاوی مالی همانند دعاوی غیرمالی آغازکننده دعوا با دو قسم هزینه دادرسی
روبهرو است، نخست هزینهای به میزان 50000 ریال که بابت ورود دعوا دریافت میشود و
دیگر هزینهای که بابت طرح دعوا مورد مطالبه قرار میگیرد، هزینه طرح دعوا در دعاوی
مالی به این صورت محاسبه و از خواهان مطالبه خواهد شد: به ازای 1 میلیون تومان
ابتدای خواسته 5/1 درصد و به ازای بیش از 1 میلیون تومان خواسته 2 درصد به عنوان
هزینه دادرسی وصول میشود.
هزینه طرح دعوای کیفری
دعاوی کیفری از حیث هزینه دادرسی به دو دسته دعاوی مربوط به چک
بلامحل و سایر دعاوی (دعاوی مشخص) تقسیم میشود، هزینه ابطال تمبر برای تقدیم
شکواییه در دعاوی کیفری مشخص 50000 ریال یعنی پنج هزار تومان است، این هزینه در
دعاوی مربوط به صدور چک بلامحل با توجه به میزان چک متغیر خواهد بود، همچنين طرح
دعاوی در محاکم شورای حل اختلاف رایگان نیست و این محاکم بابت شروع دعوا هزینهای
به میزان 30000 ریال دریافت میدارند.
اقامه دعوا از طریق دفاتر
الکترونیک قضایی
آیا با تاسیس
دفاتر خدمات الکترونیک بیم آن نمیرود که هزینههای متنوع و جدیدی بر شهروندان
تحمیل شود؟
هدف از تاسیس چنین دفاتری استفاده بیشتر از خدمات
الکترونیک و کاستن از مراجعات مکرر و جلوگیری از هدر رفت سرمایههای ملی یک کشور
است؛ اما اکنون باتوجه به محدودیت سرویسهای الکترونیک وابسته به اینترنت انجام
چنین امری در یک بخش خاص مانند دفاتر خدمات الکترونیک ممکن است برای افراد مشکلاتی
را ایجاد کند؛ چراکه با توجه به نبود پهنای اینترنت مناسب در کشور و محدودیت دفاتر
الکترونیک، مراجعات مردم به دفاتر الکترونیک و همچنین ارتباط این دفاتر با مراجع
قضایی محدود است.
ناتوانی از پرداخت هزینه دادرسی
طبق قانون، اشخاص برای اقامه دعاوی حقوقی یا کیفری مکلفند تا مبلغی
را به عنوان هزینه دادرسی به دفاتر ثبت دادخواستها یا شکایات پرداخت کنند، با
پرداخت این هزینه است که دادگاه رسیدگی به دعوا را آغاز خواهد کرد، مگر آنکه خواهان
یا شاکی قادر به پرداخت هزینه دادرسی نباشد که در آن صورت باید ناداری یا اعسار خود
را از طریق گواهی گواهان اثبات کند، به این ترتیب جز در موارد استثنایی، رسیدگی به
دعوا در گرو پرداخت هزینه دادرسی است.
هزینه دادرسی در دعاوی حقوقی شامل چند بخش
است:هزینه دادرسی ویژه دادخواست، حق
الوکاله وکیل و هزینههای دیگر دادرسی نظیر :
-دستمزد کارشناس
- هزینه دادرسی ویژه دادخواست یا تمبری که خواهان باید برای دادخواست ابطال
کند: منظور از ابطال تمبر این است که خواهان زمانی که مبلغی را به عنوان هزینه
دادرسی به دادگاه پرداخت میکند دادگاه به عنوان رسید تمبری را بر روی دادخواست
الصاق کند. دادخواست فرمیاست که برای طرح دعوا و درج منظور خواهان روی آن و تقدیم
به دادگاه لازم است.
- حقالوکاله وکیل: در این دعاوی حقالوکاله وکیل با
توافق طرفین و متناسب با رقم خواسته و البته با توجه به آییننامه تعرفه تعیین
میشود. در ضمن یک تمبر هم به میزان خواسته روی وکالتنامه ابطال خواهد شد. به این
تمبر مالیات وکالتی گفته میشود. مثلا در دعوای 100 میلیون تومانی حداقل و با توجه
به تعرفه، حدود 6 یا 7 درصد از میزان خواسته به عنوان حقالوکاله تعیین میشود.
وکیل بر روی این حقالوکاله باید مالیات پرداخت کند. درباره حقالوکاله وکیل شایان
ذکر است که آییننامهای در دوره ریاست پیشین قوهقضاییه تصویب شد که درباره نرخ
حقالوکاله یا تعرفه حقالوکاله به تعیین سقف میپرداخت.
پیش از آن نیز،
آییننامهای در خصوص تعرفه حقالوکاله وجود داشت که در سال 1341 تصویب شده بود و
تا حدود زیادی پاسخگوی نیازهای جامعه وکالت و موکلان بود. هرچند که همان آییننامه
هم در امور کیفری متناسب نبود اما در امور حقوقی طوری پیشبینی کرده بود که
حقالوکاله وکیل هماهنگ با میزان خواسته، افزایش مییافت.
- هزینه های
دیگری نظیر دستمزد کارشناس رسمیدادگستری نیز وجود دارد که باید از سوی طرفین دعوا
پرداخت شود و میتواند در خصوص هزینههای دادرسی مورد توجه قرار گیرد.
مخارج شاکی در
دعوای کیفری
در دعاوی کیفری
هزینههای دادرسی رقم مشخصی است و شامل موارد زیر میشود:
-هزینه
دادرسی ویژه تقدیم شکواییه
-حقالوکاله وکیل در دعاوی کیفری با توافق طرفین
و متناسب با اهمیت و پیچیدگی دعوا تعیین میشود. توجه شود که همانند دعاوی حقوقی در
این دسته از دعاوی نیز یک تمبر غیرمالی تحت عنوان مالیات وکالتی روی وکالتنامه
ابطال خواهد شد.
- سایر هزینههایی که در مسیر یک دعوا پیش میآید.
اعسار
اعسار به معنی رنج، سختی و نداشتن است و در اصطلاح حقوقی، زمانی كه یك فرد تمكن
مالی ندارد یا دارای اموال و سرمایهای است اما در وضعیتی قرار دارد كه امكان
دسترسی به آنها را ندارد، این فرد دچار اعسار شده و قادر به پرداخت بدهیهایش نیست
؛ ماده یك قانون اعسار نیز میگوید : «معسر كسی است كه به واسطه نداشتن دارایی یا
دسترسی نداشتن به مالش توانایی پرداخت هزینه محاكمه (هزینه دادرسی) یا دیون خود را
ندارد » .
در نتیجه اعسار از دو جنبه قابل بررسی است: 1- اعسار از
پرداخت هزینه دادرسی2- اعسار در پرداخت دیون (محکومٌ به)
*اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
طرح دعاوی حقوقی نیاز به پرداخت هزینه دادرسی است که این هزینه
به صورت ابطال تمبر دادرسی در دادخواست صورت میگیرد و در مواردی که خواهان
توانایی پرداخت این هزینه را ندارد قانونگذار با تصویب قوانین مختلف از جمله "قانون
اعسار" راه دسترسی به قانون و عدالت را برای عموم هموار کرده ؛ به این نحو که
افرادی که خود را صاحب حق میدانند ولي توان و تمکن مالی طرح دعوی را ندارند،
میتوانند با استفاده از این قانون به حق خود نایل شوند .
لذا در این شرایط
خواهان میتواند با ارائه دادخواست اعسار از هزینه دادرسی و ارائه دلایل عدم تمکن
خود موقتا از تادیه هزینه دادرسی دعوی خود چه در مرحله بدوی یا واخواهی و یا
تجدیدنظر معاف شود .
این دعوی اعسار به دو
طریق قابل طرح است :
1- طرح با دعوی اصلی
2- طرح از طریق
ارائه دادخواست مستقل
که در هر دو صورت چنانچه دلیل مدعی اعسار شهادت شهود
باشد، معرفی حداقل دو شاهد ضروری است. به محض وصول دادخواست اعسار، مدیر دفتر ظرف
دو روز پرونده را به نظر قاضی میرساند تا چنانچه قاضی شهادت شهود را در دادگاه
ضروری بداند، طرفین دعوا همراه با شهود در دادگاه حاضر شوند، در هر صورت، شهود باید
از وضعیت مالی و زندگانی مدعی اعسار و نیز از مشخصات، شغل و وسیله امرار معاش وی
آگاه باشند و در حضور قاضی با سوگند شهادت دهند.
معافیت از هزینه دادرسی،
برای هر دعوایی جداگانه طرح میشود مگر آنکه چند دعوی به طور همزمان علیه یک نفر
مطرح شود که در این صورت قبولی اعسار در یک دعوی در دعاوی دیگر نیز قابل استفاده
بوده و در تمام مراحل رسیدگی قابل استفاده است مگر آنکه مدعی اعسار در جریان رسیدگی
متمکن شود که در این صورت موظف به پرداخت هزینه دادرسی مربوطه خواهد بود .
اعسار در پرداخت
دیون (محکومٌ به)
اعسار در محکومیتهای مالی و جزایی عبارت از آن
است که به موجب حکم دادگاه حقوقی یا حکم دادگاه کیفری در امر جزایی، شخص به پرداخت
وجه، مال یا جزای نقدی در حق دیگری محکوم شود اما توانایی و تمکن پرداخت آن را
نداشته باشد . برای اثبات ادعای اعسار، مدعی باید حداقل چهار شاهد را به دادگاه
معرفی کند ، شهود باید از وضع معیشتی و زندگی او مطلع باشند و در استشهادیه به
مشخصات، شغل، نحوه گذران زندگی و عدم تمکن مالی مدعی اعسار شهادت دهند و نهایتاً
اگر شخصی بتواند اعسار خود را در دادگاه ثابت کند، میتواند از مزایای : 1- معافیت
از تمام یا قسمتی از هزینه دادرسی 2- استفاده از وکیل مجانی استفاده کند .
عدم پذیرش اعسار از
تاجر
در مانحن فیه اگر تاجری مدعی اعسار باشد ، باید با توجه به
مقررات قانون تجارت ، دادخواست ورشکستگی دهد و تنها در صورت اثبات این ادعا
میتواند از معافیت در پرداخت هزینه دادرسی استفاده کند، عدم پذیرش اعسار از تاجر
به این دلیل است که رسیدگی به وضعیت مالی او نیاز به بررسی دقیقتر داشته و به طور
کلی در مورد تاجر باید سختگیری بیشتری کرد زیرا بدیهی است که ورشکستگی او، در مسایل
اقتصادی کشور تاثیرگذار است وچه بسا ورشکستگی یک تاجر موجب ورشکستگی تجار دیگر و
بحران در بازار شود مضافاً اینکه در این مورد باید بین تاجر و کسبه جزء فرق قائل شد
زیرا این مقررات شامل کسبه جزء نمیشود.
اعتراض به حکم اعسار
اعتراض به حکم اعسار از محکومٌ به
نتیجه دعوی اعسار از دو حالت خارج نیست:
1- دادگاه دلایل اعسار را
کافی دانسته، حکم بر قبول اعسار میدهد.
2- دادگاه دلایل اعسار را کافی ندانسته
حکم به رد اعسار میدهد.
در هر دو صورت حکم رد یا قبولی اعسار قابل رسیدگی در
مرحله تجدید نظر بوده و به هیچ وجه قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور نیست.
قبول اعسار قبل از
بازداشت محکومٌ علیه
به موجب رای وحدت رویه دیوان عالی کشور که در
حکم قانون است ، ادعای اعسار از محکوم علیه، قبل از شروع به اجرای حکم و بازداشت وی
قابل استماع بوده و برای پذیرش و قابل رسیدگی بودن آن لازم نیست که محکوم علیه با
شروع به اجرای حکم قبلا توقیف شده باشد .
نحوه طرح شکایت کیفری در مرجع قضایی
امیدواریم شما از کسانی باشید که تا آخر عمر دردسرهای دادسرا و دادگاه را تجربه
نمیکنند اما همیشه مجرمان در کمین شهروندان هستند و ممکن است هر یک از ما روزی
قربانی جرمی شویم؛در این صورت برای احقاق حقمان چارهای جز طرح شکایت نداریم، اما
برای این کار از کجا شروع کنیم؟
شروع رسیدگی
با
شکایت شاکی، دادسرا موظف به رسیدگی میشود و نمیتواند از رسیدگی به آن امتناع کند،
برای طرح شکایت شاکی باید به دادسرایی مراجعه کند که جرم در حوزه آن رخ داده است،
بنابراین اگر جرم در مشهد اتفاق افتاده است، نمیتوانید در تهران طرح شکایت کنید،
گام اول تنظیم شکواییه و تقدیم آن به دادسراست.
نوشتن شکایت و تقدیم آن به
دادسرا تشریفات دادخواست را ندارد و قانون ساده از کنار آن گذر کرده است، البته
شکایتی که شما به دادسرا ارایه میکنید باید حداقلهایی داشته باشد که بعداً به
بیان آن میپردازیم اما این شرایط و حداقلها بسیار کمتر از بایدها و نبایدهای
تنظیم دادخواست است. البته با وجود این که تهیه شکواییه سادهتر از دادخواست است
باز هم به شما توصیه میکنیم که با یک متخصص در این خصوص مشورت کنید، منظور از
متخصص کسی است که تخصص در علم حقوق دارد؛ بنابراین از این توصیه به مشورت، مراجعه
به عریضهنویسان دادگاه و دادسرا را برداشت نکنید. هر چند بعضی از این افراد تجربه
زیادی در نوشتن چنین عریضههایی دارند؛ اما نمیتوان انتظار داشت که اشراف کامل به
همه موضوعات داشته باشند.
قاعدتاً هرچقدر پول بدهید آش میخورید؛ بنابراین
قیمت ارزان نوشتن یک عریضه نباید شما را فریب دهد، البته خوبی رسیدگی کیفری این است
که اگر شما عنوان جرم را اشتباه بنویسید به هر حال دادسرا دلایل و مدارک را بررسی
خواهد کرد و اگر تشخیص دهد که عنوان شما درست نبوده است و عنوان مجرمانه دیگری بر
عمل صدق میکند همان عنوان را بهکار خواهد برد.
علاوه بر این توصیه میشود وقتی که میخواهید یک دعوای
کیفری را آغاز کنید به نکات زیر هم توجه کنید:
ذینفع شکایت
بخشی
از جرایم هستند که باید شاکی خصوصی داشته باشند تا رسیدگی در دادسرا شروع شود؛ در
این پروندهها فقط شخصی میتواند طرح شکایت کند که ذینفع باشد، اگر گذرتان به
کلانتری یا دادسرا افتاده باشد حتماً شاهد جر و بحث افرادی با مقامهای دادسرا
بودهاید که برای پیگیری پرونده فرزند خود یا یکی دیگر از خویشاوندان و آشنایان
مراجعه کردهاند و با پاسخ منفی مقامهای قضایی و کارمندان روبهرو شدهاند،
معمولاً این افراد خیلی زود از کوره در میروند و حس میکنند که در مسیر شکایت آنان
سنگاندازی شده است؛ اما هیچ سوء نیتی در این باره وجود ندارد.
مقامهای
قضایی و کارکنان دادگاهها برای رعایت قانون و البته حفظ حقوق شاکی و متهم
نمیتوانند اطلاعات پروندهها را در اختیار هر کسی قرار دهند؛ به هر حال هنگام طرح
شکایت از شاکی درباره مشخصات و نشانیاش سوال و هویت و سمت شاکی در طرح شکایت احراز
میشود. چه بسا شخصی اعلام شکایت کند ولی در طرح آن ذینفع نباشد. برای مثال در
جرایم قابل گذشت مانند ترک انفاق، فحاشی و ... اگر اعلام کننده شکایت ذینفع در طرح
دعوانباشد، دادسرا به شکایت او ترتیب اثر نخواهد داد، مانند این که کسی به دلیل ترک
انفاق دوستش از سوی همسر او طرح شکایت کند که در این حالت چون وی فاقد سمت در طرح
شکایت است و ذینفع نیست به شکایت او ترتیب اثر داده نمیشود.
نشانی شاکی
در
آینده قرار است ابلاغ و اطلاع از جریان دادرسی به وسیله پیامک و ایمیل هم
امکانپذیر شود؛ اما در حال حاضر این کار از راه سنتی و به وسیله احضاریه صورت
میگیرد، برای همین باید آدرس دقیق شاکی در شکایتنامه باشد، علاوه بر این شاکی
باید آگاه باشد که نشانی اعلامی از سوی او محل اقامت قانونیاش محسوب میشود و
چنانچه محل اقامتش را تغییر دهد باید محل اقامت جدیدش را اعلام کند در غیر این صورت
احضاریهها به محل اقامت سابق او فرستاده خواهد شد.
عنوان و موضوع
شکایت
شاکی موظف است موضوع شکایت خود را اعلام کند، البته نمیتوان
انتظار داشت که همه اصطلاحات حقوقی را بداند و موضوع شکایت را دقیق اعلام کند؛ اما
شاکی حداقل باید به روشنی موضوع شکایت خود را بیان کند، البته تشخیص این که عمل
ارتکابی از سوی متهم چه عنوانی دارد؟ با قاضی است. مثلاً ممکن است شخصی تحت عنوان
سرقت از متهم شکایت کند ولی قاضی متوجه شود که عمل ارتکابی از سوی متهم،
کلاهبرداری یا خیانت در امانت است دراین صورت کیفرخواست با این عنوان صادر خواهد شد
و اعلام عنوان جرم به صورت اشتباه مانع از آن نخواهد شد که دادرسی متوقف شود، بد
نیست همین جا با یکی از تفاوتهای دادخواست و شکواییه آشنا شوید. برخلاف شکواییه،
دادخواست که مربوط به دعاوی حقوقی است حتماً باید تحت عنوان درست اقامه شود در غیر
این صورت راه به جایی نخواهد برد و قاضی قرار رد دعوا صادر خواهد کرد.
مکان و زمان جرم
برای روشن شدن این موضوع مثالی میآوريم: اگر در ماه های حرام یعنی
ذیقعده، ذیحجه، محرم و رجب قتلی اتفاق بیفتد در پرداخت دیه یک سوم به اصل دیه
اضافه خواهد شد یا در خصوص مکان جرم اگر محل وقوع جرم در حوزه قضایی شهرستان کرج و
محل کشف جرم تهران باشد دادسرای کرج صلاحیت رسیدگی به جرم را خواهد داشت، بنابراین
زمان و مکان جرم خیلی اهمیت دارد، در شکایتی که مینویسید حتماً به این موضوع دقت
کنید و زمان و مکان جرم را به دقت در آن بنویسید، توصیه میکنیم که در شکایتی که
مینویسید ضرر و زیان وارد به خودتان را با دقت منعکس کنید، هر چند ضرر و زیان بعد
از صدور کیفرخواست به موجب دادخواست از دادگاه گرفته میشود اما اگر در شکواییه هم
این خسارت را به طور تقریبی تعیین کنید مفید است؛ زیرا ممکن است قاضی در تعیین نوع
قرار تأمین این موضوع را مورد توجه قرار بدهد.
طرف شکایت
شاکی
باید دقیق و صریح بیان کند که از چه شخصی شکایت دارد ، البته گاهی این شخص معلوم
نیست، معلوم نبودن او نباید مانع از طرح شکایت و رسیدگی به دادخواهی یک شهروند شود.
در این صورت دادسرا تحقیقات لازم را خواهد کرد.
نخست این که شکایت هم میتواند
شفاهی باشد و هم کتبی اما به طور معمول شکایت به صورت کتبی پذیرفته میشود، قضات و
ضابطان دادگستری وظیفه دارند همه وقت شکایت کتبی یا شفاهی را قبول کنند، همچنین
شاکی حق دارد از صورتجلسههای تحقیقات مقدماتی تا جایی که منافی با محرمانه بودن
تحقیقات نباشد با هزینه خودش رونوشت بگیرد، ضمن آن که طرح شکایت افترا، راهی است
برای اعاده حیثیت از افرادی که به ناحق طرف شکایت قرار گرفتهاند؛ بنابراین به خاطر
داشته باشید که اگر به عمد اقدام به طرح شکایت خلاف واقع کنید و به ناحق به دیگری
تهمت بزنید ، تحت تعقیب قرار خواهید گرفت و باید خسارت وارد شده را جبران کنید.
رسیدگی به اتهام
متهم
بعد از این که شکایت را مطرح کردید، مرحله تحقیقات مقدماتی
شروع میشود و دادسرا به کمک ضابطان دادگستری به تحقیق در مورد جرم و تعقیب متهم
میپردازد. اگر دلایل شما کافی بود متهم به طریق قانونی احضار یا دستگیر میشود و
در اولین فرصت و قبل از اتمام 24 ساعت از زمان دستگیری باید صریحاً و به روشنی
دلایل توجه اتهام به او تفهیم شود. توجه داشته باشید که سرنوشت شکایت شما هنوز
معلوم نیست. پرونده ابتدا در دادسرا بررسی خواهد شد و حتی اگر منتهی به کیفرخواست
شود باز هم این دادگاه است که باید در مورد واقع شدن یا نشدن جرم نظر بدهد. متهم در
تمامی این مراحل از این حقوق برخوردار است:
1- حق دارد وکیل همراه خود داشته باشد تا هنگام تحقیق در
جلسه تحقیقات حضور پیدا کند.
2- حق
دارد در مقابل پرسشهای قاضی سکوت کند و از امضای صورت جلسه تحقیقات خودداری کند.
3- پرسشها از متهم باید در خصوص جرم
ارتکابی باشد نه موضوعات دیگر. برای مثال در جرم سرقت قاضی حق ندارد از متهم درباره
رابطه جنسی او با دیگری پرسش کند یا این که قبل از تفهیم اتهام کاغذ سفید را در
اختیار او قرار دهد تا در مورد گناهانی که تاکنون مرتکب شده است، بنویسد.
4- نمیتوان از متهمان به طور جمعی
تحقیق کرد و باید به صورت انفرادی از آنان تحقیق شود، مگر در مواردی که نیاز به
مواجهه حضوری است.
در پایان باید این نکته را هم اضافه کرد که حتی
اگر متهم اتهام را قبول کند به این معنی نیست که تحقیقات خاتمه یافته است. ممکن است
این اقرار متهم برای فرار سایر همدستان او از مجازات باشد و از طرفی اقرار متهم
باید برای قاضی اقناع وجدانی حاصل کند و منطبق با محتویات پرونده باشد. پس با اولین
پاسخ و بدون پرسشهای دقیق نمیتوان به تحقیقات خاتمه داد.